أبو علي سينا
ديباچه 63
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
حنين آن را درست نمود . أبو بشر متى برخى از گفتار يكم آن را ترجمه كرد ، إسكندر افروديسى برخى از گفتار يكم آن را وثامستيوس همهء آن را گزارش كرده كه يحيى بن عدي آن را ترجمه يا درست نموده است . حنين دربارهء آن مسائل ستة عشر دارد . أبو زيد بلخى براي أبو جعفر خازن صدر يا آغاز آن را گزارش نوشته است . أبو هاشم جبائى گفتارى دربارهء آن دارد بنام « التصفح » كه در ان از ان خرده گرفته است وگفتهاند كه سخنان نادرست در ان بسيار است . تلخيص ابن رشد از ان در دست هست . ( ابن نديم 311 - ففطى 39 - بدوي 79 - پترز 79 - هاملين 59 ) گزارشى كه ثامستيوس از ان به يوناني كرده است اكنون در دست نيست تنها ترجمهء عبرى آن آن هم از روى عربى مانده است كه از سدهء نهم ( سيزدهم ) وگزيده است وترجمهء لاتينى دارد از پزشكى يهودي از سدهء دهم ( شانزدهم ) كه در 1902 چاپ شده است . از گزارش إسكندر افروديسى ويوحناى نحوى هم چيزى نمانده است . گزارش سمپليكيوس تنها گزارشى است كه در دسترس بوده ودر 1893 چاپ شده وارزنده است ودرست وبىنياز كننده در سايهء انديشهء يا مبليخوس وپروكلوس كه در ان روزگاران نيرويى داشته است ، در آن به روش افلاطونى گرايش شده وأو مىكوشد كه ميان أفلاطون وأرسطو آشتى دهد . تريكو آن را بفرانسه درآورده ( چاپ 1949 پاريس ) ومىگويد كه در ان از گزيدههاى سمپليكيوس بسيار آوردم وأو از گزارشهاى لاتينى توماس آكوئيناس ( چاپ 1886 ) وزارابلا ( 1590 ) وپاسيوس ( 1601 ) وسيلوسترمادروس ( 1668 ) ياد مىكند ( ص 12 و 13 ديباچه ) . پل مورو هم آن را به فرانسه درآورده وأو از دو ترجمهء آلمانى پرانتل ( چاپ 1857 با متن يوناني ) وگيگن ( 1950 زوريخ ) ودو ترجمهء انگليسى استك ( چاپ 1922 اكسفورد ) وگوترى ( چاپ 1939 لندن ) وترجمهء ايتاليايى لنگو ( 1961 در فلورانس ) ياد كرده است ( ص 190 ) أو در ديباچهء خود سرگذشت اين دفتر را به خوبى آورده است . 3 - جهان نامه يا نامهء أرسطو به إسكندر دربارهء جهان وآفريدگان كه به يوناني